خرید بک لینک

درباره سایت

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙

بارالها... از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم نكند فرق به حالم چه براني،چه بخواني ... چه به اوجم برساني چه به خاكم بكشاني ... نه من آنم كه برنجم نه تو آني كه براني.. نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي در اگر باز نگردد... نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي كس به غير از تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $_________________________$ $_______$$$$$$$$$$________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_________$$$$$$__________$ $_______$$$$$$$$$$________$ $_________________________$ $_________________________$ $____$$$$$_______$$$$$____$ $__$$$$$$$$$___$$$$$$$$$__$ $_$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$_$ $_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_$ $__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$ $____$$$$$$$$$$$$$$$$$____$ $______$$$$$$$$$$$$$______$ $________$$$$$$$$$________$ $_________$$$$$$$_________$ $__________$$$$$__________$ $___________$$$___________$ $____________$____________$ $_________________________$ $_________________________$ $_$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$_$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$_________$$$$$___$ $___$$$$$$_______$$$$$$___$ $____$$$$$$_____$$$$$$____$ $______$$$$$$$$$$$$$______$ $________$$$$$$$$$________$ $_________________________$ $_________________________$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

امکانات وب

-->-->-->

کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 سپاÙx87اÙx86

-->-->--> -->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->
-->-->--> -->-->-->

کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب

-->-->-->--> -->-->-->-->-->-->-->-->-->-->

کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا

-->-->-->

 

12165374690918990037 جدیدترین عکس های عاشقانه 2012

زن جنس عجیبیست !
چشم هایش را که می بندی ،
دید دلش بیشتر میشود…
دلش را که میشکنی ،
باران لطافت از چشم هایش سرازیر…
انگار درست شده تا . . .
روی عشــــق را کــــــم کند.


 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 11:49

 

manotopic%20(31) عکس های زیبا با مضمون love

برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 11:40

 

« جدیدترین شعر سهراب سپهری »

هر كجا هستم، باشم به درك!

من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد! جور ديگر اما… كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ… با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست!

سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو!

 

سهراب سپهري، تهران، ۱۳۹۱

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 9:52

 

وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی ...

دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:


برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 9:43

 

http://s1.picofile.com/file/7352327632/love_11_.jpg

غـــــــــــــــم ...

دردها دسته شدند کلبه ای ساختند و نـــام این کلبه تنگ و تاریک را غـــم نهادند.

اشکها دریا شدند .دل را تنگ و بی تاب کردند .هراسان شدند و جویبار خروشانی پدید اوردند.

حال غـــم نه تنها از چهره پریشانم بیداد است بلکه از عمق وجودم آن را درک کرده و بدون درخواست او به استقبالش رفتم.

صحنه یک رنگی غم؛ خاطرات درد را تداعی میکند .آن لحظات ممکن است لحظات ناخوشایندی باشد .

اما غم هم بندی از خاطرات را گره میزند و در میان دردها بایگانی میکند

تو به سراغم آمدی بی هیچ طلبــی

من تو را خواستم بی هیچ خواهشــی

تو مرا در خود گرفتار کردی بی هیچ سخنــی

من به تو هیچ نگفتم بی هیچ بهانــه ای

آری حصار غم چون اتشی روح و جسم را در بر میگیرد و با میله های اهنی مرا در بر میگیرد.

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 7:09

 

خیلی وقتها در تنهایی


یا در لحظه با تو بودن

از خود می پرسم

که چقدر من را دوست داری


 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 3:11

 

عکس عاشقانه

برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:08

 

عزیزم گوش کن♥♥

صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب میکنی

دریا رو آتیش میزنی  ابرا رو بی تاب میکنی

 

وقتی فقط اونو بخوای ماهو نشونه میکنی

میری تو قلب آسمون صبرو دیوونه میکنی

 

وقتی میبینی عاشقی دنیارو می ریزی به پاش

طلا رو قیمت میذاری با برق ناز خنده هاش

 

وقتی میفهمی عاشقی میری سراغ پنجره

قلبت رو میسپاری دستت قصه و عشق و خاطره

 

وقتی میفهمی عاشقی سوار رویاها میشی

میری تا جاده های دور اون بالاها خدا میشی

 

وقتی میفهمی عاشقی ماه و میخوای شکار کنی

میخوای که خورشید خانمو هر شب بری بیدار کنی

 

وقتی میفهمی عاشقی با آینه خونه میسازی

رنگین کمونو میاری تو گردن ماه میندازی

 

وقتی میفهمی عاشقی می خوای همه خبر بشن

گلا  به  خاطر شما تازه  و  تازه  تر بشن

 

وقتی میفهمی عاشقی میبینی پادشاه شدی

از همه ی   مردم شهر یه آسمون جدا شدی

 

وقتی می بینی خودت میمونی و خودش

جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 20:03

 

روزی سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت میکرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد. در باز بود و او خانه مجلل باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: «این بازرگان چقدر ثروت دارد!» و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان شود؛ در یک لحظه به فرمان خدا تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد.

به ادامه داستان توجه کنید ...

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:10

 

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمییافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه هنگامیکه دلباختگی او را دید و جوان را ساده و خوش قلب یافت، به او گفت: پادشاه اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بندهی مخلص خدا هستی، خودش به سراغ تو خواهد آمد.

 
به ادامه داستان توجه کنید ....

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:10

 

خاطرات دختر عاشق ...



خاطرات یک دختر

میگه عاشق دستاتم ، عاشق کشیدگی ناخنا و انگشتای ظریفتم ...

 

میگم منم عاشق دستای مردونتم .... وقتی چند ساعت از با هم بودنمون میگذره ، بازم دستام رو با ولع بو میکنم تا شاید هنوزم بوی تو رو بدن .... عجیب میچسبه به پوستم بوی بند بند انگشتات ....

 

میگه : چرا  مثل قبلنا لاک نمیزنی و ناخونات رو بلند نمیکنی ؟ همیشه برام لاک قرمز بزن ...

 

میگم : دست زنی که همش در حال کار کردن و بشور و بسابه ، ناخن بهش نمیمونه!

 

*****

بقیه در ادامه مطلب ...


برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 18:59

 

 manotopic%20(39) عکس های رویایی از طبیعت

برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 3:05

 

 manotopic%20(11) عکس های غروب های رویایی

 برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 2:33

 

manotopic com%20(2) والپپرهای هنری و زیبا طبیعت

 برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 2:40

 

افراد باهوش شب زنده دار هستند!

این تحقیق بر این عقیده دیرینه که سحرخیز بودن کامروایی به همراه می آورد خط بطلان می کشد و می گوید افرادی که دیر می خوابند نسبت به سایرین از قوه خلاقه بیشتری برخوردارند و خیلی زود بیدار شدن از خواب، ترشح بیشتر هورمون کورتیزول و افزایش استرس را به همراه دارد.

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 1:57

 
معنی واژه دختر و پسر

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است.

زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .

دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر»

 بوده و ریشه واژهی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش »

 زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بو د.

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 1:51

 

 چه زود فراموش شدم..

 چه زود فراموش شدم آن زمان كه نگاهم از نگاهت دور شد ....


 چه زود از یاد تو رفتم آنگاه كه دستانم از دستان تو رها شد....


 مقصد من در این راه عاشقی بیراهه بود این همه انتظار و دلتنگی بیهوده بود !


 با اینكه دلتنگ هستم اما چاره ای جز تحملش ندارم ،خیلی خسته ام ،


 راهی جز تنها ماندن ندارم !

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت: 9:58

 
« همسر عاشق »
 
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم…

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

 

تا اینکه .....

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت: 10:45

 

گفتم:میری؟
گفت:آره
گفتم:منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.....
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر
گفت:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده .

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 16:02

 سلامتیه اون پسری که . . .

 ۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .

باباش گفت چرا گریه میکنی ؟ گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .

قوربونت برم ای پدر...... 

 

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 15:53

 

سکوت عجیبی دارد اینجا

تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و نوشته هایم که ...

با دلم چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟

دلم برایت تنگ می شود

وقتی می خواهمت

وقتی بلند بلند می خوانمت ونیستی، تنهایی عجیبی است

دیوانه ام می کند گاهی ...

می دانم آرزوی دیدنت فقط خیالیست شیرین ...

کاش اینجا بودی

درست روبروی من!

سکوت می کردیم و در آن سکوت

من جرعه جرعه از شهد نگاهت سیراب می شدم

کاش می دانستی دلتنگی با دلم چه ها می کند

کاش می دانستی دلم..

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 12:20

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 
چـقـدر خـوبـه . . .

یـکـی بـاشـه

یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه . . .

سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش

آرومـت کـنـه . . .

حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه . . .

عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . .

چـقـدر خـوبـه . . .

چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه

دوست دارم


برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 11:50

 
آدمــــــا



گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن



یه پارچـــه سیـاه بزنن درش و بنـویسن



کسی نمـــــــرده

فقط دلـــــــــم گرفتــــــه…!

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 11:32

 
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 11:18

 

من خودم دومیم شما کودوم گزینه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 11:26

 

خـــــــدایا؟!

هر كه را دوست داری


می گیـــــــــری !

هر كه را دوست داری


می بری !

از مــــــادرم بگذر خدا


بـــدون ِ او نمـــــی تونـــــــم!

نمیتوانم




برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 11:27

 

db4wxk0r8peyz5jgsa9x.jpg

چــــه ســـــاده لـــــوحـــانـــه

بــــال بـــال زدن هــــایت

میــــان بـــازوانـــم را بـــاور کــــرده بــــودم !

نمیــــدانستــــم تمــــرین پــــریـــدن ،

بـــــه هــــوای دیگـــــریست ...!



برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 12:07

 
 

گناهم چه بوده به جز  عاشقی

به جز مهربانی راستی و دلدادگی

گناهم چه بوده که این قلب پاک

اسیری شده در نگاه تو باز

گناهم چه بوده که در آسمان

ندارم امید نگاهی ز ماه

گناهم چه بوده که در روز و شب

دو چشمم بباریده در هر نفس

گناهم چه بوده که در زندگی

شدم عاشق عشق و ویرانگی

گناهم چه بوده که سرگشته ام

شب و روز نظر بر رهت بسته ام

گناهم چه بوده که عاشق شدم

ز دوری به رنگ شقایق شدم

گناهم چه بوده که عشقم تویی

تمام وجودم سراپا تویی

گناهم چه بوده که دلخسته ام ...

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 12:09

سیر تکامل پسرها ... 

سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد

سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم




برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 9:01

سیر تکامل دخترها ...

سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیشون بهتر میشه » بتونه کاری و رنگ آمیزی
سن 16 سالگی : یعنی یه عاشق واقعیند ... فردا صبح هم میخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن ... بهشون بی وفایی شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن
سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آخرش منو یه کور و کچلی می گیره ... می دونم
سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه
سن 23 سالگی : همهء خواستگارا رو رد می کنن
سن 24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختییه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه
سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد... هر کس میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگی : یه نفر می یاد ، همین خوبه ، بله
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ تاريخ: يکشنبه 24 دی 1391 ساعت: 9:05

صفحه بندی