˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->-->

کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 سپاÙx87اÙx86

-->-->-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->
-->-->-->-->-->-->

کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب

-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->

کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا

-->-->-->

 

12165374690918990037 جدیدترین عکس های عاشقانه 2012

زن جنس عجیبیست !
چشم هایش را که می بندی ،
دید دلش بیشتر میشود…
دلش را که میشکنی ،
باران لطافت از چشم هایش سرازیر…
انگار درست شده تا . . .
روی عشــــق را کــــــم کند.


 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1096 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 11:49

 

manotopic%20(31) عکس های زیبا با مضمون love

برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 3068 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 11:40

 

« جدیدترین شعر سهراب سپهری »

هر كجا هستم، باشم به درك!

من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد! جور ديگر اما… كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ… با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست!

سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو!

 

سهراب سپهري، تهران، ۱۳۹۱

 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1345 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 9:52

 

وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی ...

دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:


˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1389 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 9:43

 

http://s1.picofile.com/file/7352327632/love_11_.jpg

غـــــــــــــــم ...

دردها دسته شدند کلبه ای ساختند و نـــام این کلبه تنگ و تاریک را غـــم نهادند.

اشکها دریا شدند .دل را تنگ و بی تاب کردند .هراسان شدند و جویبار خروشانی پدید اوردند.

حال غـــم نه تنها از چهره پریشانم بیداد است بلکه از عمق وجودم آن را درک کرده و بدون درخواست او به استقبالش رفتم.

صحنه یک رنگی غم؛ خاطرات درد را تداعی میکند .آن لحظات ممکن است لحظات ناخوشایندی باشد .

اما غم هم بندی از خاطرات را گره میزند و در میان دردها بایگانی میکند

تو به سراغم آمدی بی هیچ طلبــی

من تو را خواستم بی هیچ خواهشــی

تو مرا در خود گرفتار کردی بی هیچ سخنــی

من به تو هیچ نگفتم بی هیچ بهانــه ای

آری حصار غم چون اتشی روح و جسم را در بر میگیرد و با میله های اهنی مرا در بر میگیرد.

 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1074 تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 7:09

 

خیلی وقتها در تنهایی


یا در لحظه با تو بودن

از خود می پرسم

که چقدر من را دوست داری


 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1194 تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 3:11

 

عکس عاشقانه

برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1567 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:08

 

عزیزم گوش کن♥♥

صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب میکنی

دریا رو آتیش میزنی  ابرا رو بی تاب میکنی

 

وقتی فقط اونو بخوای ماهو نشونه میکنی

میری تو قلب آسمون صبرو دیوونه میکنی

 

وقتی میبینی عاشقی دنیارو می ریزی به پاش

طلا رو قیمت میذاری با برق ناز خنده هاش

 

وقتی میفهمی عاشقی میری سراغ پنجره

قلبت رو میسپاری دستت قصه و عشق و خاطره

 

وقتی میفهمی عاشقی سوار رویاها میشی

میری تا جاده های دور اون بالاها خدا میشی

 

وقتی میفهمی عاشقی ماه و میخوای شکار کنی

میخوای که خورشید خانمو هر شب بری بیدار کنی

 

وقتی میفهمی عاشقی با آینه خونه میسازی

رنگین کمونو میاری تو گردن ماه میندازی

 

وقتی میفهمی عاشقی می خوای همه خبر بشن

گلا  به  خاطر شما تازه  و  تازه  تر بشن

 

وقتی میفهمی عاشقی میبینی پادشاه شدی

از همه ی   مردم شهر یه آسمون جدا شدی

 

وقتی می بینی خودت میمونی و خودش

جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش

 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1096 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 20:03

 

روزی سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت میکرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد. در باز بود و او خانه مجلل باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: «این بازرگان چقدر ثروت دارد!» و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان شود؛ در یک لحظه به فرمان خدا تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد.

به ادامه داستان توجه کنید ...

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1136 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:10

 

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمییافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه هنگامیکه دلباختگی او را دید و جوان را ساده و خوش قلب یافت، به او گفت: پادشاه اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بندهی مخلص خدا هستی، خودش به سراغ تو خواهد آمد.

 
به ادامه داستان توجه کنید ....

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1225 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:10

صفحه بندی

نظر سنجی

بÙx87 Ùx86ظر Ø´Ùx85ا کدÙx88Ùx85 تÛx8cÙx85 Ùx82Ùx87رÙx85اÙx86 Ùx84Ûx8cÚ¯ برتر Ùx85Ûx8cØ´Ùx88دØx9fØx9f

خبرنامه